محمد بن زكريا الرازي
73
كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )
فصل هشتم در موادى كه آبله را نضخ دهند اگر آبله پس از آنكه خوب بيرون آمد بكندى نضج ( قوام ) گرفت و حال بيمار با بيرون زدن آبله بهتر شد و نبض و نفس و اضطراب و بىتابى وى آرام گرفت ، بايد به نضج بيمارى كمك نمود . و اگر ديدى كه بعد از بروز دانههاى آبله نضج آنها باشكال صورت گيرد و سخت و زگيلى « 1 » است و حال مريض خوب نيست ، بلكه وخامت بيمارى رو به فزونى مىباشد ، بدان كه آبلهاى مهلك است و در فكر نضج آنها مباش ، زيرا كه اين نوع آبله نضجپذير نيست . درصورتىكه آبله بىخطر باشد ، نضج آن بايد بدين شكل انجام گيرد : بايد با بخار آب گرم و يا با آبى كه در آن بابونه « 2 » و بنفشه و ناخنك « 3 » و خطمى « 4 » و سبوس گندم به تنهائى يا با هم در دو طشت ريخته و جوشانده باشند ، بر بدن بيمار كماد شود همانطور كه براى تسهيل بيرون زدن آبله ذكر كرديم ( در فصل ششم ) . و اگر در اين موقع ممكن شود دانهها را دود داد ، بهتر از بخار است كه آن را خشك مىكند . اين عمل تا هنگامى كه دانهها برسند لازم مىباشد . پس از آن بايد براى خشك كردن آنها اقدام كرد و بخواست خداوند آنها را خواهيم گفت .
--> ( 1 ) - مقصود از زگيلى آبلههاى ريز است . ( 2 ) - بابونه شيرازى - Camomille . ( 3 ) - اكليل الملك يا ناخنك Melilot . ( 4 ) - خطمى ( ختمى - ( Guimauve .